|
باز هم قصه اعضای داخل دایره و احمدي نژاد
بعد از دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم موضوعی که سران احزاب و گروههای سیاسی را شگفت زده کرد رای بالای محمود احمدی نژاد بود که بدون پشتوانه احزاب و صرفا با تکیه بر شعارها و منش مردمی خود توانست آرا مردم را جلب کند اما در آن زمان اتفاقی که افتاد، تفسیر اشتباهی بود که چهره ها و احزاب سیاسی از رفتار انتخاباتی مردم داشتند و به همین دلیل اجماعی علیه احمدی نژاد در مقابل هاشمی رفسنجانی در دور دوم شکل گرفت که حتی سید محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت که باید بی طرفی خود را در انتخابات حفظ می کرد چنین نکرد و برای شکست احمدی نژاد تمام قد به میدان آمد اما نتیجه دور دوم نیز با اختلاف فاحش رای، پیروزی احمدی نژاد به عنوان نماد مردم در مقابل هاشمی رفسنجانی، نماد شخصیت ها و جریان های نشان دار سیاسی و تقریبا تمامی احزاب اصلاح طلب و برخی اصولگرایان بود. اما درسی که شکست خوردگان انتخابات ریاست جمهوری نهم از شکست استراتژی خود یعنی اجماع علیه یک نفر گرفتند این بود که مردم به کسی که از جنس خود آنها باشد رای می دهند و در تحلیل های خود اینگونه بیان داشتند که "احمدی نژاد به عنوان نماد مردم در مقابل نماد حاکمیت" رای مردم را در سبد خود ریخت و اکنون از همین نقطه می خواهند وارد گود شوند یعنی خاتمی را به عنوان کاندیدای خود و نماد مردم نشان داده و انتخابات را به سمت دو قطبی خاتمی احمدی نژاد سوق دهند که در یک سو کاندیدایی مردمی و در سوی دیگر کاندیدایی که مردمی نیست به معرض انتخاب مردم نهاده شود. اکنون طیف گسترده ای از احزاب فعال اصلاح طلب که جایگاه مردمی ندارند تلاش دارند کاندیدای خود را در مقابل احمدی نژاد نماد مردم نشان دهند، در حالی که احمدی نژاد خود نماد مردم است و نگاهی به سفرهای استانی و حضور رئیس جمهور در جمع مردم محرومی که سالیان سال آرزوی دیدن حتی یک مسئول استانی را در جوار خود داشتند شاهدی بر این مدعا است. آنچه موجب اشتباه استراتژیک دوباره مخالفان احمدی نژاد می شود، پیوندی است که احمدی نژاد در جایگاه رئیس جمهور میان حاکمیت و مردم احیا کرده است؛ پیوندی که طی 16 سال دولتهای سازندگی و اصلاحات گسسته شده و حتی به فراموشی سپرده شد. اگر رای مردم به احمدی نژاد در سال 84 را بتوان به زعم آنها " رای به نماد مردم در مقابل حاکمیت" تفسیر کرد با بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی فاصله میان مردم و حاکمیت چنان نیست که از میان این دو گزینشی صورت گیرد. زمانی مردم دست به انتخاب میان این دوگانه می زدند که احساس می کردند کرسی قدرت چیزی است در نقطه های دوردست پایتخت و چنان دور از دسترس که تنها گاهی نمایندگان و فرستاده های آنها می تواند با رئیس جمهور و وزرا دیدن کنند اما در شرایطی که رئیس جمهور و هیئت دولت طی کمتر از چهار سال فعالیت خود تا کنون بیش از 50 بار به استانهای مختلف، آن هم نه صرفا مراکز استان بلکه به دوردست ترین مناطق، روستاها و محله های محروم سفر کرده و از نزدیک پای درد دل مردم نشسته و مطالبات ملی و محلی آنها را شنیده و پاسخ گفته اند دیگر چه تفاوتی دارد بر اریکه قدرت بودن یا در میانه مردم و آیا واقعا در چهار سال اخیر کرسی ریاست جمهوری جایی فراتر از اجتماع مردم حاشیه نشین بوده است؟ زمانی که هاشمی رفسنجانی از تریبون نماز جمعه درباره سلامت انتخابات و صیانت از آرای مردم ابراز نگرانی کرد و به موازات او خاتمی نیز - در دیدارهای محدودی که در دفتر کارش با تعدادی از همفکران خود داشته و نام اقشار مختلف بر آنها می گذاشت – این نگرانی را با شدتی بیشتر القا می کند، این نگرانی از سوی همفکران آنها اینگونه تعبیر می شود که احمدی نژاد مخالفان جدی در میان فعالان سیاسی و مردم دارد و احتمال رای آوردن او وجود ندارد مگر به مدد نیروهای غیبی! اما واقعیت این است این طیف از مردان سیاست که امروز به دنبال اجماع علیه احمدی نژاد و بی اعتماد کردن مردم به وی و دولت او هستند چگونه نبض مطالبات مردم را سنجیده اند؟ آیا رویکرد واقعی مردم در استانها برای آنها قابل درک است؟ آنها حتی اکنون که با تجارب گذشته پای به میدان رقابت گذاشته اند نیز زحمت حضور در جمع مردم شهرستانها را به خود نمی دهند و شاهد هستیم که خاتمی به همان شیوه همیشگی هاشمی رفسنجانی و به شیوه خود در دوران ریاست جمهوری در دفتر کارش می نشیند تا دیگران به دیدار او بیایند و اینگونه "دیدارهای مردمی" وی رقم می خورد. البته شباهتی که این دوره از انتخابات با دور دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری دارد تلاش برای رسیدن به اجماع برای شکست احمدی نژاد است و اکنون این اجماع به مرور در حال شکل گیری است ، از یک سو هاشمی رفسنجانی به میدان آمده و تلاش می کند با حمایت از خاتمی و تلاش برای به صحنه آوردن وی و همچنین استفاده از تریبون های رسمی که در اختیار دارد برای تخطئه تمامی اقدامات دولت و حتی یک گام جلوتر یعنی زیر سوال بردن صلاحیت دولت برای برگزاری انتخابات سالم به اجماع رنگ واقعی ببخشد و در سوی دیگر با مطرح شدن کاندیداهای متعدد در جریان دوم خرداد آنها با هراس از تکثر آرا در مقابل احمدی نژاد هریک مدلی را برای اجماع پیشنهاد می دهند و و هم اكنون شاهد تلاش جمعي خاتمي ، كروبي، رفسنجاني، ميرحسين موسوي، موسوي خوئيني ها،روحاني و... براي شكست احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري دهم هستيم. اما رفتار سیاسی مردم نشان داده که چنین اجماعی نمی تواند سرنوشتی بهتر از آنچه در 27 خرداد 84 داشت حاصل کند. |+| نوشته شده توسط سید حسین در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 7:11 انتخابات دهم ، رقابت بین احمدی نژاد و هاشمی !
به نظر می رسد برای تحلیل انتخابات دهم باید کمی دقیقتر به صحنه رقابت نگاه کرد ... در حقیقت باید انتخابات ریاست جمهوری دهم را مرحله سوم انتخابات نهم دانست، انتخاباتی دو قطبی ، با کاندیداتوری خاتمی ولی رقابت احمدی نژاد با فرد سوم ... انتخابات دهم ریاست جمهوری از جهات مختلفی برای جریانات سیاسی کشور اهمیت یافته است و هر یک به شکلی در حال آماده سازی خود برای ورود در این میدان پرمخاطره هستند. برخی از تحلیگران سیاسی انتخابات سال آینده را چند قطبی می دانند و بسیاری از آنان اما این انتخابات را دو قطبی تفسیر می کنند و رقابت اصلی را بین خاتمی و احمدی نژاد می دانند در حالی که به نظر می رسد انتخابات سال آینده دو قطبی ، کاندیدای مقابل احمدی نژاد هم خاتمی است اما رقابت بین احمدی نژاد و صحنه گردان اصلی جریان مقابل اوست! از نظر رقیب اصلی احمدی نژاد، تنها بر روی گزینه ای باید سرمایه گذاری کرد که دو ویژگی عمده را داشته باشد؛ در درجه نخست میزان رای آوری او نسبت به گزینه های دیگر بیشتر باشد و به عبارتی از سقف رای آوری در میان اصلاح طلبان برخوردار باشد و در درجه دوم این که شخصیتی قابل مدیریت و تاثیرپذیر باشد. بر این اساس گزینه هایی مانند عارف ، نجفی ، نوری و حتی کروبی به دلیل فقدان شرط اول برای مبارزه در برابر احمدی نژاد مفید نیستند ، کروبی علاوه بر فقدان این شرط ، شخصیتی تاثیرپذیر ندارد و در بزنگاه ها قابل اعتماد نیست ، بنابر این نمی توان روی هیچ یک از آنها سرمایه گذاری کرد. میرحسین موسوی هم هر چند نسبت به گزینه های پیشین از احتمال رای آوری بیشتری برخوردار است اما نسبت به خاتمی از رای آوری کمتری برخوردار است و به دلایل مختلف گزینه قابل اعتمادی برای سرمایه گذاری نیست بویژه که وی سال ها با حاشیه نشینی از مدیریت اجرایی کشور دور بوده و علامت سئوال های بسیاری را به دنبال خود کشانده است تا جایی که او را هندوانه سربسته می دانند. بر اساس مدل طراحی شده از سوی رقیب اصلی احمدی نژاد ، خاتمی بهترین گزینه برای رقابت در انتخابات دهم و شکست احمدی نژاد است. او نه تنها به زعم بسیاری از اصلاح طلبان از میزان رای آوری بیشتری نسبت به گزینه های دیگر برخوردار است، بلکه به دلیل ویژگی شخصیتی اش ، کاملا تاثیرپذیر و قابل مدیریت است. هرچند در دوره ریاست جمهوری اش بیش از آن که تحت مدیریت جریان تکنوکرات دوم خرداد باشد، تحت مدیریت جریان تندروی اصلاحات قرار گرفت، اما این بار با توجه به تجربه گذشته خاتمی ، امید بیشتری به مدیریت وی هست و حتی در غیر این صورت از نظر رقیب احمدی نژاد ، حاکم شدن اصلاح طلبان تندرو قابل تحمل تر است تا حاکمیت جریان فکری عدالت خواه و سازش ناپذیر و مقاوم در برابر جریان تکنوکرات. با این همه احمدی نژاد به دلیل روحیات انقلابی ، مردمی ، ساده زیستی ، کار شبانه روزی و صادقانه از محبوبیت بیشتری نسبت به خاتمی در عامه مردم برخوردار است. اکنون دیگر شعارهای خاتمی در میان عامه رنگی ندارد و تنها بخشی از جریان روشنفکری و مخالفان نرم جامعه به آن دل خوش دارند. بنابر این باید از یک سو برای ریزش آرای احمدی نژاد کوشید و از سویی دیگر به جمع آوری آرای ریخته شده به نفع خاتمی همت گماشت. برای این منظور بهترین اقدام برای ریزش آرای احمدی نژاد ، سرمایه گذاری روی شخصیت های اصولگرایی است که در انتخابات نهم ریاست جمهوری پس از پیروزی ناباورانه احمدی نژاد خود را شکست خورده یافتند و به همین جهت در این چهار سال از هیچ نیش و کنایه ای نسبت به وی دریغ نکردند و امروز یا در مسئولیت هایی تاثیرگذار حضور دارند و یا به دنبال آزمودن مجدد بخت ریاست جمهوری خود و طبعا در انتظار توجه شخصیت ها هستند. بنابر این با تشویق آنها و حتی گزینه هایی که در دولت احمدی نژاد حضور داشته و یا دارند و اختلاف نظرهایی با احمدی نژاد دارند، خواهد کوشید تا به هر شکل ممکن، از حضور انتخاباتی آنان بهره ببرد. از سویی دیگر میرحسین موسوی که در پرتو مدیریت حضرت امام و ریاست جمهوری رهبری انقلاب و فضای معنوی جنگ نامی نیک از خود به یادگار نهاده و امروز پس از خون دل خوردن های رهبر معظم انقلاب و به برکت تلاش شبانه روزی احمدی نژاد در غالب ساختن گفتمان مبارزه با فساد ، عدالت محوری و مردم داری و استکبار ستیزی، میدان را برای پذیرش خود مستعد می بیند، نقش یاوری برای خاتمی را بازی می کند که قرار است آرای ریخته شده احمدی نژاد را به نفع خاتمی جمع کند. اما آیا موسوی این نقش را ایفا خواهد کرد ؟ از یاد نبریم که موسوی حتی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم با همه اختلاف سلیقه اش در شیوه مدیریتی و مبانی اقتصادی، با جریان تکنوکرات ساخت و برخلاف انتظار نزدیک ترین یارانش، حاضر به حمایت از رقیب احمدی نژاد شد. بعید به نظر می رسد که او حتی اگر بخواهد به میدان هم بیاید، جریان تکنوکرات اجازه این ورود را به او بدهد، همانطور که در چند روز گذشته با افزایش احتمال حضور میر حسین موسوی ، ادبیات حامیان خاتمی نیز تغییر کرده و از قوت یافتن حضور وی سخن گفته می شود. به نظر می رسد برای تحلیل انتخابات دهم باید کمی دقیق تر به صحنه رقابت نگاه کرد. در حقیقت باید انتخابات ریاست جمهوری دهم را مرحله سوم انتخابات نهم در تیرماه سال 84 دانست، انتخاباتی دو قطبی ، با کاندیداتوری خاتمی ولی رقابت احمدی نژاد با فرد سوم ... و البته نتیجه انتخابات هم تکرار نتیجه مرحله دوم انتخابات در سوم تیر 84 است. |+| نوشته شده توسط سید حسین در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 7:11 نگرانی مخالفان دولت از سفرهای استانی یوزارسیف(ع)!
یک سایت خبری در یادداشتی با عنوان "آقای سلحشور؛ اعلام برائت فرمایید" از کارگردان یوسف پیامبر خواسته است، پاسخ صریحی به این سؤال بدهد که "چرا در قسمتهای اخیر بر سکانسهای سفرهای استانی نقش اول در سرزمین مصر این قدر تاکید شده است؟" پس از آنکه فرج الله سلحشور به شایعات موجود درباره "سفارشی و تبلیغاتی بودن سریال یوسف" پاسخ داد گویا باز هم پرونده این حرف و حدیث ها بسته نشد و اکنون یک سایت خبری در تحلیلی با عنوان "آقای سلحشور؛ اعلام برائت فرمایید" از کارگردان یوسف پیامبر خواسته است پاسخ صریحی به این سؤال بدهد که «پس چرا در قسمتهای اخیر بر سکانسهای سفرهای استانی نقش اول در سرزمین مصر این قدر تاکید شده است؟» و به این ترتیب از هرگونه تشابه سازی عمدی یا سهوی در نحوه حکومتداری یوزارسیف و احمدی نژاد برائت بجوید. این در حالی است که کارگردان یوسف پیامبر(ع) پیشتر در مصاحبه ای با ایرنا تاکید کرده بود اساساً طرح مجموعه یوسف پیامبر در دوره ریاست جمهوری خاتمی تأیید و درسال 81 تولید آن کلید خورد. همچنین این سایت که از انتساب آن به برخی نهادها سخن گفته می شود، در ادامه از شباهت های بیشتری میان شرایط امروز ایران و این سریال سخن به میان آورده و پرسیده است: «چرا درباره نحوه ارتباط مردم با معابد «آنخمائو» تحلیل مناسبی وجود ندارد؟ آیا این تشبیه فقط درباره «یوزارسیف» اعمال شده یا هدف کارگردان در معبد «آمون» و پادشاه «آمنهوتب» (آخناتون) هم محقق شده است؟ در این صورت چگونه چنین تشابهاتی در فضای کلی امروز قابل قیاس هستند؟» این یادداشت در ادامه برای اثبات سخن خود استدلال می آورد که «مثلا یوسف (ع) همواره میکوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیماً با مردم در میان بگذارد... همنشینان و دوستان «یوزارسیف» محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمیآید... در قسمت اخیر سریال، سازندگان این برنامه سکانسهایی ساختهاند که اینگونه جلوه میکند که حتی ارتباط غیرکلامی «یوزارسیف» با مردم و مسئولان حکومت نسبت به اوایل سریال تفاوت کرده است. مثلا مدام از دور به جامعه و مردم دست تکان میدهد، حالت نظارتی و حکومتی بیشتری به خود گرفته و اصلاً برای این که در جمع مردم عادی بنشیند و با مردم سخن بگوید حالت غیرعادی و پیشفرض قائل شده است.» اما فارغ از رنگ و بوی سیاسی این یادداشت، به نظر می رسد مهمترین و مبنایی ترین ادعای اثبات نشده این یادداشت، اینگونه طرح شده است که چون به یوسف(ع) به مثابه حاکم و مدیر توجه شده، دیگر سریال رنگ و بوی تاریخ نبوت ندارد: «ماجرای زندگی یوسف پیامبر(س) در قسمت اخیر، دیگر رنگ وبوی تاریخ نبوت ندارد، بلکه این پیامبر بزرگوار را در سرزمین «آخن اتون» و مصر بزرگ تبدیل به یک مدیر اقتصادی میکند تا مخاطب را به آموزههای مدیریتی برساند.» این مدعیات در حالی طرح شده است که متون دینی و اندیشه امام خمینی مکرراً این معنا را مورد تاکید قرار داده که هدف اصلی قیام انبیا و ائمه (علیهم السلام) تشکیل حکومت است و مدیریت هوشمندانه و مردمی اقتصاد توسط پیامبران و به خصوص حضرت یوسف(ع) مورد تاکید این متون بوده است. به این ترتیب باید پرسید آیا این انتقادات، دلسوزی برای ارائه تصویر صحیح از زندگی این پیامبر خداست یا تلاشی سیاسی برای دفع یک فهم روشن از شیوه حکومت داری انبیا الهی است؛ فهمی که اکنون مصادیق معاصر خود را به صرافت طبع می یابد و تشخیص می دهد. گفتنی است طرح این سخنان پس از آن صورت گرفت که در هفته های گذشته نوشته های وبلاگ نویسان و نیز پیامکهایی که درباره این سریال رد و بدل می شد، بر موضوع شباهتهای شیوه حکومتداری یوسف(ع) با رییس جمهور دولت نهم در مواردی مانند سفرهای استانی، جمع آوری اطلاعات اقتصادی، حضور سرزده در مناطق و محلات فقیرنشین، در میان گذاشتن تصمیمات با مردم و تحت فشار بودن از سوی برخی اعضای هیئت حاکمه متمرکز شده بود. |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:28 احمدي نژاد ، یوزارسیف و دست تقدير
۱ـ پس از انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان شهردار تهران توسط شورای دوم، بر خلاف رويه قبل جلسات دولت، كابينه خاتمی از پذیرش شهردار جدید در جمع دولتيان امتناع کرد ولی طولی نکشید که همان شهردار در مسند ریاست هیئت دولت نشست. ۲ـ آقای احمدی نژاد پس از موفقیت در صحنه رقابت هاي انتخاباتي و در سال هاي اول ریاست جمهوری تاكيد خاصي بر مقابله با سيطره صهيونيسم بر جهان داشتند و خواستار زنده نمودن شعار محو اسراييل و تحقيق درباره افسانه هولوكست بودند كه بيشترين هجمه ها از ناحيه بيان اين تفكر و ديدگاه در داخل و خارج به وي وارد شد.حال پس از گذشت كمتر از سه سال از اين سخنراني ها و وقوع جنگ 33 روزه از طرف اسراييل در لبنان و مشاهده جنايات بي سابقه اسراييل در غزه ، آن نقطه نظرات و ديدگاهها مورد پذيرش و استقبال بسيار گسترده تر در صحنه جهاني قرار گرفته و مردم بيشتر به حقانيت آن جملات پي برده اند. ۳ـ مطلب سوم ، همه شما حجم و نوع تخریب های سخیف و خارج از عرف و اخلاق توسط افراد مطرح و موجه احزاب مشارکت و کارگزارن و ... را در دور دوم انتخابات سوم تیر ۸۴ علیه آقاي احمدي نژاد به خاطر دارید. اين آقايان تمام قواي خود را جمع كردند تا ايشان انتخاب نشود و حتي تا آنجا پيش رفتند كه علنا به مسخره نمودن قيافه ظاهري آقاي احمدي نژاد در رسانه عمومي پرداختند. پس از ناكامي در انتخابات نيز انبوه SMS در غالب طنز و جك براي ظاهر و قيافه ايشان ساختند و پخش كردند كه همه آنها را ديده و شنيده ايم. اما چرخ گردون با حكم تقدير الهي به شكلي چرخيده است كه بعد از سه سال مردم وقتي نام و قصه حضرت يوسف (يوزارسيف) را در عمل و رفتارش مي شنوند ناخودآگاه با رئيس جمهور همذات پنداري مي كنند. پي نوشت: پيش از آن كه بعضي از دوستان هجوم بياورند و پيام هاي آنچناني ارسال كنند خواهش مي كنم به كنه و منظور نوشته من بيانديشند نه تفسيرهاي ظاهري و برداشت بدبينانه از آن، چرا كه اصلا و به اندازه ذره اي منظور من مقايسه شخصي با پيامبران نيست بلكه تفسير آيه ‹‹ تعز من تشا و تذل من تشا›› است كه هرگاه خداوند بخواهد به يكي عزت بدهد، اگر بندگان خدا بخواهند كوچك و خارش کنند و جلو عزت او را بگيرند نخواهند توانست و از طرفي وقتي كه بخواهد يكي را از عزت بيندازد، اگر تمام انسانها بخواهند بلندش كنند نخواهند توانست. |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:27 پاسخ خواندني حاج سعيد حداديان به عطريانفر
چند روز پيش سايت ايران آنلاين مصاحبه اي از حاجسعيد حداديان مداح اهلبيت منتشر كرد كه نكته جالب و مهمي در آن وجود داشت؛ شايد خيلي ها اين نكته را نديده و درست نخوانده باشند. خبرنگار پرسيد: آقاي حداديان،چند وقت پیش آقای عطریانفر در مطلبی عنوان کرده بود جامعه مداحان در جریانات سیاسی کشور جهتگیریهای خاص دارند و خطدهی میکنند، شما این گفته را قبول دارید؟
پاسخ خواندني حاج سعيد حداديان كه در عين سادگي، بسيار پرمغز و محكم بيان شد، اين بود: من یک نصیحت به آقای عطریانفر دارم، ایشان باید در افکارشان تجدیدنظر کنند، من این را برادرانه میگویم و سؤالم از آقای عطریانفر این است که چرا هیچ وقت نوکرهای امام حسین(ع) به امثال ایشان نگرش مثبتی نداشته و ندارند؟ زندگی تمام مداحان معلوم است، من، حاج منصور، آقای طاهری و دیگران در نظام جمهوری اسلامی ایران هیچوقت نشده که مورد حمایت مالی دولت قرار بگیریم. بنده تا الآن یکبار هم از بسیج وام نگرفتهام. البته صاحب خانه و زندگی هستم ولی از دولت کمک نگرفتهام، از دوستان قرض کردهام ولی از نظام قرض نگرفتهام، از نظام خرج خودم نکردهام، پس ما آدمهایی که دنبال مسائل مادی باشیم نبودهایم. حالا من چند سؤال از آقای عطریانفر دارم. یکی اینکه ارتباطشان با نهضت آزادی را برای مردم روشن کنند، دوم نظرشان واقعاً در مورد ولایت فقیه چیست و آیا واقعاً امام را قبول دارند و نظرات مقام معظم رهبری را 100درصد میپذیرند؟ بعد هم میخواهم به این آقایان بگویم اگر از امام حسین (ع) حیا ندارید و اینگونه به جامعه مداحی توهین میکنید خودتان را چگونه صاحبنظری میدانید که بدون ادله و پیروی از اصول نظریهپردازی به راحتی میگویید ما یک جریان سیاسی هستیم.
این را حتماً بنویسید که الحمدلله ربالعالمین رئیس جمهور عزیزمان هم روزی که آمد اهل هیچ گروهی نبود و اتفاقاً همان کاندیداهایی که امثال عطریانفرها از آنها حمایت میکردند هر کدام منصوب به یک جایی بودند ولی مقام معظم رهبری همان ابتدا فرمودند که دکتر احمدینژاد عضو هیچ حزبی نیست، اما اگر آقای عطریانفر منظورشان از جریان، اصولگرایی است باید بگویم «تا کور شود هر آنکه نتواند دید» اگر امام یک زمانی میگفت من باید خودم دنبال فتواهایم بدوم ما امروز میگوییم کافی است رهبری حرفی بزنند تا ما دنبال آن برویم، ما به ایشان نگاه میکنیم و آن مسیری که ایشان تبیین میکنند را میرویم و در آخرت هم خیالمان راحت است که دنبالهرو ولی فقیه بودهایم اما آقای عطریانفر چه جوابی دارد بدهد؟ |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:27 چرا با دیدن یوزارسیف یاد احمدینژاد میافتیم
راه و هدف پیامبران و صالحان از ازل تا ابد، عبودیت خداوند متعال، عدالتمحوري، مهرورزي، خدمت به بندگان خدا و پيشرفت و تعالي همه جانبه معنوي و مادي بوده است و قطعا هرکس که با نیت خیر قدم در این راه بگذارد، بیش از پیش به صالحان و نیکان روزگار شبیه تر به نظر خواهد رسید؛ و شاید به همین دلیل است که امروز وقتی تاریخ را می خوانیم یا می بینیم، گاهی وضعیت های تاریخی را می توان در برخی حوادث روزگار خود تطبیق داده و عمق آن را مورد تحلیل قرار داد...
بدون آنکه قصد تشبیه احمدی نژاد و حضرت یوسف(ع) را داشته باشیم، می توان گفت که بسیاری از مخاطبان با دیدن یوزارسیف در سریال یوسف پیامبر(ع) یاد احمدی نژاد و راهش و دشمنی های مخالفانش می افتند، چون: * یوسف(ع) همواره می کوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیما با مردم در میان بگذارد * همنشینان و دوستان یوزارسیف، محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمی آید و او را در دل و گاهی به زبان ملامت می کنند * یوسف پیامبر به صورت سرزده در منطق محروم حضور می یابد تا مستقیما از اوضاع مستضعفان باخبر باشد و درد محرومان را هیچگاه از یاد نبرد. یوزارسیف همانجا از خداوند می خواهد که مستضعفان را بر مرفهان بیدرد غلبه دهد * یوزارسیف برای خیر و صلاح مردم طرح هایی دارد و آن را در جمع مردم بیان می کند اما دشمنان یوزارسیف با شبهه افکنی، تلاش می کنند اقدامات و تصمیمات او را غیرکارشناسی و نادرست جلوه دهند و مردم را از اطاعت آن دستورات برحذر دارند
* یوزارسیف دستور جمع آوری آمار و اطلاعات اقتصادی خانواده ها در نقاط مختلف کشور را صادر می کند تا بهتر و عادلانه تر بتواند امور را اداره کند و به نفع محرومان تغییر دهد اما مافیا که علاوه بر قدرت جانبی، توان اقتصادی هم دارند، سعی در ناکام ماندن این طرح دارند و می کوشند با فعالیت اقتصادی موازی، طرح صحیح و عادلانه را با شکست مواجه کنند * یوسف پیامبر همواره با توکل به خدا و اعتماد به فهم مردم، می کوشد نامی از دشمنان و توطئه گران به میان نیاورد اما توطئه گران از این مساله سوء استفاده می کنند و خود را در حاشیه امن می پندارند اما مردم کم کم همه چیز را درک کرده اند * آنخمائو سرکرده مخالفان یوزارسیف در خفا با تحریک و دستمایه قرار دادن نزدیکان خود، توطئه های مختلف را علیه پیامبر خدا طراحی و به اجرا می گذارد و در محافل عمومی نیز با حرکات و بیان جملات نیش گونه و شبهه ناک می کوشد موقعیت یوزارسیف را تضعیف کند * مخالفان یوزارسیف به کارشکنی و توطئه اکتفا نمی کنند و حتی قصد جان او را داشتند که به خواست خداوند یوزارسیف از ترور، جان سالم به در برد و گفت که قصد ترورش را داشته اند * یوزارسیف به عنوان عزیز مصر، فقط خود را متعلق به مرکز کشور نمی داند و به سفرهای استانی می رود تا فقط به گزارش های ماموران و فرستادگان خود اکتفا نکند، بلکه از نزدیک در جریان امور مردم باشد و درددل محرومان را بشنود
* مخالفینی که خود را تشخیص دهندگان مصلحت کشور می پندارند، اینگونه القا می کنند که یوزارسیف غریبه است و از ابتدا در جمع ما نبوده و نباید امور به او سپرده می شد اما یوزارسیف با پشتکار و ایمان به خداوند، راه حق را پی می گیرد و مردم هم روز به روز بیشتر به حقانیت او پی میبرند ... |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:26 ما بايد از دولت حمايت کنيم
ميثم تولايي: اگر زمانی تنهاصدای "کوثری" که به "بلبل امام" شهرت داشت یا حاج صادق آهنگران و کویتی پور در میان مردم شناخته شده بود امروزه دیگر ده ها مداح معروف و مشهور در کشور وجود دارند که هیات ها برای دعوت از آنها ماه ها قبل از محرم، صفر و یا ماه رمضان صف می کشند.
شاید سال ها قبل تنها این کاست های موسیقی بود که در میان جوانان دست به دست می شد اما امروزه مداحی حاج، کربلایی یا مشهدی... نیز در تلفن های همراه نسل سومی ها دائما در حال بلوتوث شدن است. اما همان طور که مداحی مذهبی ترین آهنگ موزونی است که توانسته جایگاه ویژه ای در جامعه پیدا کند ،آسیب پذیرترین سبک در خواندن اشعار و مرثیه نیز محسوب می شود زیرا همان طور که می تواند سازنده باشد و با تکرار وقایع مذهبی و عاشوری برای دست پروردگان انقلاب عبرت سازی کند می تواند موجب ترویج خرافه و منجر به خرافه پرستی شود و مواضع علما و مراجع نیز در چند سال گذشته کاملا حاکی از جایگاه خطیر این حوزه است. اگر زمانی تنهاصدای "کوثری" که به "بلبل امام" شهرت داشت یا حاج صادق آهنگران و کویتی پور در میان مردم شناخته شده بود امروزه دیگر ده ها مداح معروف و مشهور در کشور وجود دارند که هیات ها برای دعوت از آنها ماه ها قبل از محرم، صفر و یا ماه رمضان صف می کشند. مصاحبه با سعید حدادیان را که قبل از ماه محرم انجام شده را در ادامه بخوانید: به عنوان سؤال اول جنابعالی چقدر سابقه فعالیت در دانشگاه تهران دارید؟
11 سال. در دانشگاه تهران چه سمتی دارید؟ مسئول دفتر ادبیات و هنر نهاد رهبری دانشگاه تهران. آقای حدادیان شما مداحی را شغل میدانید؟ مداحی در گذشته بیشتر به عنوان یک شغل محسوب میشد ولی الان اکثر بر و بچههایی که مداحی میکنند یک شغل ثابت هم دارند و در کنار این شغل در هیأتها و عزاداریها مداحی میکنند اما در گذشته اینطوری نبود، قبلاً یک گروهی بودند به عنوان مداح اهل بیت که اتفاقاً ملبس هم بودند و اصلاً شغلشان صرفاً همین بود. این گذشته یعنی چند سال پیش؟ 50 سال پیش را عرض میکنم، حدود 20 سال قبل از انقلاب. مهمترین تفاوتی که میان مداحان بعد از انقلاب با قبل از انقلاب میبینید در چیست؟ امروز مداحی کشور قطعاً متعالیتر است نسبت به آنچه که زمان طاغوت بوده، چون قاطبه مداحان امروز کشورمان در خدمت نظام اسلامی هستند اما معلوم نبود که قاطبه مداحان زمان طاغوت دلشان با انقلاب امام بوده باشد. این که مسلم است، چون ما مداحانی را هم داشتیم که با انقلاب اعدام شدند... بله، اما میخواهم برگردم به سؤال قبلی شما که فکر میکنم جواب آن را کامل ندادم و اگر درست بگویم سؤالتان این بود که مداحی شغل است یا اشتغال؟ اول از همه باید بگویم که مداحی اشتغال است اگرچه میتواند شغل هم باشد. چرا؟ ببینید من به شخصه نه پول و نه هیچ هدیهای را قبول نمیکنم اما گرفتن آن را هم نقد نمیکنم چون اگر قرار باشد مداحی در تمام یکصد مناسبتی که ما در طول سال داریم یعنی ثلث یک سال که 365 روز است از صبح تا شب برای این هیأت یا برای آن مسجد حنجره پاره کند دیگر رمقی و کششی برای کار کردن پیدا نمیکند مگر این که طرف خیلی زرنگ باشد و خیلی هم در محیط کارش و ادارهاش تحویلش بگیرند و بتواند پاره وقت یک جایی استخدام شود وگرنه اصلاً نمیتواند زندگیاش را بچرخاند. تصور میکنید این اتهامات و بعضاً شایعاتی که در خصوص نرخ دستمزدهای مداحان برای آنها ساخته میشود ناشی از چیست؟ ببینید کسانی که این گونه حرف و حدیثها را پشت سر مداح جماعت میسازند مشکل اصلیشان با چند تا نوجوان است که فعلاً در حال رشد هستند و خیلی هم زحمت میکشند بنابراین به نظر من اگر حرفی یا انتقادی بعضاً صحیح هم راجع به آنها زده میشود نباید با برخورد چکشی به اصلاح و ترمیم آنها برآییم. قدری میخواستم از پسرتان بپرسم، خودتان تمایل به ورود او به عرصه مداحی داشتید یا خواست خودش بود؟ هم خواست خودش بود و هم این که من تشویقش کردم. فکر میکنید پسرتان چقدر در عرصه مداحی موفق اول از همه این را بگویم که الان نمیشود در مورد او که 21 سالش است نظر داد، باید قدری پختهتر شود اما در مجالس کلامی مثل بیت رهبری و شبهای احیا میتوانم بگویم آن طوری که من مد نظرم است خوانده، مابقی نه. چه توصیهای یا نصیحتی به فرزندتان داشتید برای ورود به جرگه مداحان؟ تقوای در متن. مداح باید اهل تقوا باشد ممکن است بگویند اولاد تقوای در وجود است اما همین که من آمدم مداح شدم یعنی تقوا دارم، در همین حدی که ائمه را به امامت قبول دارم و تولی و تبری میکنم، حالا از اینجا به بعدش را باید خودم دست به کار شوم و به تقوایم بیفزایم، گرچه به آن ایدهآل نمیرسم اما باید تا آخر عمرم کار کنم. فکر میکنم قدری از بحث دور شدیم، منظورتان از تقوای در متن چیست؟ یعنی آن مطلبی که من دارم به مردم ارائه میدهم تجلیگاه دین باشد و محبت اهل بیت (ع) را به آنها تزریق کند و حتی شبهات را پاسخ دهد یعنی از لحاظ علم کلام هم پخته باشد و اخلاص را ترویج دهد. آن شعری که ما میخوانیم باید از لحاظ محتوا و پیام لااقل به اعتقادات مردم لطمه وارد نکند اگر کمکی هم نمیکند و بعد در مرحله دوم کمک کند. من به همه کسانی که میخواهند مداح شوند پیشنهاد میکنم یک سال معلمی کنند، یکی از فواید معلمی آموختن حرف زدن است. آقای حدادیان، مقام معظم رهبری در بیانات خود در خصوص عزای ائمه، پیوسته بر افزودن شعور مخاطب در این جلسات تأکید دارند. به نظر میرسد این افزایش آگاهی در عزاداران بیشتر متوجه روحانیون باشد؛ فکر نمیکنید در یک روند اشتباه مداحان نقش روحانیون را کمرنگ کردهاند؟ واقعاً سؤالتان خوب بود. ببینید ماقبل از انقلاب چند تا نماز جمعه داشتیم؟ دو یا سه تا، الان چند تا داریم؟ بهترین خطبا در نماز جمعه دو تا خطبه میخوانند نه یکی و آن دو خطبه هم حکم دو رکعت نماز را دارد. بنابراین کشور ما الآن از لحاظ منبر الحمدلله به احسن وجه اداره می شود، سیمای جمهوری اسلامی هم در طول هفته از بهترین خطبا، بهترین اهل منبر، بهترین اهل وعظ استفاده می کند ضمناً ما یک سخنرانی تقریباً واجب در هر هفته داریم که باید آن را گوش دهیم و آن فرمایشات آقا در جمع گروههای مختلف مردم است که چهارشنبهها خدمتشان می رسند، حالا سؤال من اینجاست آن افرادی که می گویند مداحان باعث شدهاند جمعیت پای منابر کمتر شود چه وقت دیدهاید مجلس آقای فاطمینیا یا آیتالله خوشوقت کم شود؟ این که می گویند مداح آمده جای منبری را گرفته تهمت است، شما کل مداحانی را که جمعیت زیادی گرد آنها هستند با کل وعاظ و روحانیونی که سرشناساند قیاس کنید صدق کلام من را در می یابید. آقای رفیعی در مسجد اعظم قم در ماه مبارک رمضان منبر می رود کل مسجد جمعیت نشسته است حتی آقای امین هم نشستهاند. این را هم بگویم این 5 مداحی که جمعیت دارند از دامن همین منبریها و روحانیون بیرون آمدهاند، اگر آقای حدادیان جمعیت دارد برای این است که مورد تأیید روحانیت است و از دامن روحانیت درآمده، اگر حضرت آقای ارضی جمعیت دارد برای این است که از دامن روحانیت درآمده و بعد هم روحانیت او را تأیید می کنند. اما نمی توان کتمان کرد که خیل عظیم مداحان تازه وارد،جایگاه و نقش مداحی را با آسیبهای فراوانی روبه رو ساخته وگرنه این همه انتقاد بزرگان دینی بدون علت نبود. مداحی یک هنر قدسی است نباید مداحان تازه وارد را تا یک خطایی می کند مورد سرزنش قرار داد و در ذوقش زد چون مشکلات زیادی پیش می آید، یکی این که دیگر پیش شما نمی آید و در دامان آدمهایی می افتد که جذبش می کنند، هیچ فرقی هم نمی کند، شاعران، بازیگران، همه هنرمندان این جوری هستند، منتهی مداحی قدیس است، مقام معظم رهبری هم سفارشات خوبی در خصوص مداحی چه مثبت و چه منفی داشته اند و دارند که باید پیگیری کنیم و بعد از فرمایشات ایشان است که ما می فهمیم کجا را اشتباه رفتهایم یا کجا را درست طی کردهایم. فکر می کنید چنددرصد از مداحان امروز جامعه ما مانند شما توصیههای مقام معظم رهبری را در جهت افزایش بعد کیفی عزاداری ائمه پیگیری می کنند؟ و اصولاً چه میزان به رهنمودهای روحانیون اصیل اهتمام می ورزند؟ آنچه که مقام معظم رهبری می فرمایند فصلالخطاب همه مداحان است و اگر بنده موقعی حرفی زدم که خدای نکرده در تعارض با سخنان ایشان بود استغفار می کنم، روحانیت الگوی مداح جماعت است یعنی هیچ وقت مداحان رقیبان علما نبوده اند بلکه همیشه شمشیر آنها بوده و هستند و خصوصاً در مباحث کلامی همیشه نظرات روحانیون و علما مورد نظر ما بوده بنابراین در کت ما نمی رود که کسی جلوی ولایت فقیه و امام موضع بگیرد برای این که ما دیدهایم ولی فقیه ما را ازچه پرتگاههایی نجات داده است. پس روحانیونی که در خط ولایت فقیه و متخلق به اخلاق باشند همیشه سردمدار بودهاند. این را هم بگویم مداحان زیر 30 سال را نمی توان تکامل یافته دانست، این را منی که الآن 43 سال دارم نمی گویم بلکه همان زمانی هم که با حاج منصور به بیت رهبری میرفتیم نیز میگفتم که اینجا مجلس زیر 40 سالهها نیست. اما آن جوانگرایی حضرت آقا اجازه حضور مداحان جوان را در بیت میداد. خلاصه اگر بخواهیم نسخه این سؤال را بپیچیم باید بگویم که یک عدهای دنبال این هستند که بین روحانیت و مداحها چالش ایجاد کنند در حالیکه همیشه این روحانیون و علما بودند که بالای منبر مینشستند و مداحها پله پائین. تصور میکنید این جمعیتی که برای مداحی شما به مجلس میآیند به خاطر صدای شما، سبک مداحیتان و یا چه چیزهای دیگری است؟ ببینید مثلاً همین امسال این جمعیت 100 هزار نفری که تخمین زدند برای شبهای احیا آمده بودند، برای من یا صدای من نیامده بودند بلکه آنها برای این آمده بودند که میدانستند من قبل از این مراسم خدمت چندین عالم و آیتالله رفتهام و نصایح آنها را گوش داده ام، من بیش از 25 سال است که خدمت حضرت آیت الله خوشوقت هستم تا زمانی هم که عالم ربانی آقای حق شناس در قید حیات بودند از نفس مبارکشان استفاده میکردم، خود حاج منصور که ابر مرد مناجات سحر ایران و تمام کشورهای مسلمان است اگر پای صحبتش بنشینید میبینید که مرتب نام اساتیدش را میبرد چون محضر عده زیادی از علما را درک کرده که الآن میتواند جلسات به این خوبی وعظش را اداره کند و مورد نظر و حمایت علما هم قرار بگیرد. آقای حدادیان یکی از مواردی که خیلی زیاد در جامعه مطرح میشود بحث تمایز میان شادی و عزا و نمادهای مربوط به آن است. درخصوص حمد و ثنای ائمه نیز این احساس وجود دارد که جامعه مداحی نتوانسته در لحن و کلام، میان مولودی و مداحی تمییز قائل شود. آیا این نقیصه را قبول دارید؟ یکی از مسئولان میگفت شادی اگر برای همه کشورها خوب باشد برای کشور ما بحران است، واقعاً هم بحران است. شما ببینید وقتی در فوتبال استقلال و پرسپولیس خدای نکرده یک تیم پیروز میشود چه فاجعهای پیش میآید، باید فاتحه چند تا اتوبوس را خواند؟ حالا این وسط ما شادی اهل بیت را هم میخواهیم داشته باشیم، عزا را هم میخواهیم داشته باشیم. این مرزی که آقا فرمودهاند باید این وسط قرار بگیرد نیاز به کار تخصصی دارد که در حد امکان بچههای ما دارند انجام میدهند. چه جور فعالیتهایی تاکنون صورت گرفته؟ مداحی سالهای 1340 تا 50 اصلاً پیچیدگیهای الآن ما را نداشت، ما الآن لبه تیغ هستیم، ما برای شبکه چهار سیما در حال تهیه برنامهای هستیم که در آن با شاعران برجسته دو نسل گذشته که صرفاً برای هیأتها و اهل بیت شعر سرودهاند مصاحبه میکنیم و از 6 نفر آنها که هم برگزیده هستند و هم شناسا، تجلیل میکنیم به نظرم آن برنامه خیلی از مشکلات را حل میکند. آن 6 نفر چه کسانی هستند؟ آقایان انسانی، شفق، مجاهدی، سازگار، حسان، معیر مشهدی. شعرای امروز را چطور میبینید؟ الآن جوانهایی که برای اهل بیت شعر میگویند خیلی رشد کردهاند، ما در گذشته دنبال یکی، دو تا شاعر میگشتیم تا برایمان شعر بگویند اما الآن شاعران اهل بیت، الحمدلله زیاد شده اند و خوب هم شعر میگویند. آقای حدادیان ما در فرهنگ اسلامی داریم که سیاست عین دیانت است یعنی همان فرموده شهید بزرگوار آیتالله مدرس. شما ورود مداحان به عرصههای سیاسی حتی اگر این ورود تنها با یک اظهار نظر صورت بگیرد را چگونه ارزیابی میکنید؟ اصلاً معتقدید که مداحان باید به این حوزه ورود پیدا کنند یا خیر؟ سؤال خوب و به جایی بود. اول باید بگویم که حتماً باید مداحان به عرصه سیاست هم وارد شوند، ثانیاً درکدام انتخابات دیدید که نظرات ورزشکارها و یا بازیگران را نپرسند؟ با همه قشرهای مختلف مصاحبه میکنند و نظرشان را میگیرند، همیشه از آقای پروین پرسیده شده شما به چه کسی رأی میدهی؟ اما به سعید حدادیان و مداحان که میرسد همه صدایشان درمیآید، تازه من سیاسیتر باید باشم یا آقای پروین؟ من در عرصه سیاسی کشور صاحب نظر هستم یا آقای پروین و قلعهنویی؟ من به نمایندگی از مداحان میگویم که ما در تمام جاهایی که خطر جدی کلیت جامعه را تهدید کند وارد عمل میشویم و این را هم امام راحل دستور دادهاند که انجام دهیم، مثلاً بنده به عنوان یک مداح طبق فرموده مقام معظم رهبری باید از دولت حمایت کنم و میکنم اما آنهایی که با دولت مخالفت میکنند و دلیل مخالفتشان هم مشخص است به ما میگویند چرا وارد عرصه سیاست میشوید و از دولت حمایت میکنید؟ چند وقت پیش آقای عطریانفر در مطلبی عنوان کرده بود جامعه مداحان در جریانات سیاسی کشور جهتگیریهای خاص دارند و خطدهی میکنند، شما این گفته را قبول دارید؟ من یک نصیحت به آقای عطریانفر دارم، ایشان باید در افکارشان تجدیدنظر کنند، من این را برادرانه میگویم و سؤالم از آقای عطریانفر این است که چرا هیچ وقت نوکرهای امام حسین(ع) به امثال ایشان نگرش مثبتی نداشته و ندارند؟ زندگی تمام مداحان معلوم است، من، حاج منصور، آقای طاهری و دیگران در نظام جمهوری اسلامی ایران هیچوقت نشده که مورد حمایت مالی دولت قرار بگیریم. بنده تا الآن یکبار هم از بسیج وام نگرفتهام. البته صاحب خانه و زندگی هستم ولی از دولت کمک نگرفتهام، از دوستان قرض کردهام ولی از نظام قرض نگرفتهام، از نظام خرج خودم نکردهام، پس ما آدمهایی که دنبال مسائل مادی باشیم نبودهایم. حالا من چند سؤال از آقای عطریانفر دارم. یکی اینکه ارتباطشان با نهضت آزادی را برای مردم روشن کنند، دوم نظرشان واقعاً در مورد ولایت فقیه چیست و آیا واقعاً امام را قبول دارند و نظرات مقام معظم رهبری را 100درصد میپذیرند؟ بزرگترین آرزویی که دارید و برآورده نشده چیست؟ ملاقات با حضرت ولی عصر(عج) و شهادت. کاری بوده که حسرت انجام آن را داشته باشید؟ بله، شهید شدن (میخندد) یکی از دوستان میگفت ما بر خوردیم که شهید نشدیم. کدام دوره از زندگیتان را دوست ندارید و میخواهید فراموشش کنید؟ کل بعد از جنگ به خاطر اینکه شهید نشدم (میخندد). خاطرهای از زمان جنگ دارید؟ کل جنگ خاطره است، اما آن مداحی که قبل از عملیات مرصاد کردم را خیلی دوست دارم چون هیچ کدام از بچهها نمیدانستند که زنده میمانند یا نه. ولی آنچنان شور و هیجان داشتند که وصف نشدنی است. قصد ندارید در عرصههای مسئولیت و انتخابات حضور پیدا کنید؟ ابداً، من شکر میخورم (میخندد)، نوکری امام حسین(ع) برای من کافیست. آخرین فیلمی که دیدهاید؟ سینمایی؟ بله. بگذارید فکر کنم... اخراجی ها. بهترین فیلمی که در طول سالهای اخیر دیدهاید را نام میبرید؟ خیلی دور، خیلی نزدیک و واقعاً به نویسنده و کارگردان آن تبریک میگویم که چنین فیلم عرفانی را بدین زیبایی ساختند و به خوبی هم به پایان بردند چون ما ایرانیها معروفیم که به خوبی نمیتوانیم کارها را پایان دهیم. نقطه عطف زندگیتان را کجا میدانید؟ مرگ برادرم، من وقتی 17 سالم بود برادرم شهید شد، من خیلی به او وابسته بودم و خیلی گریه میکردم، یادم هست یکی از علما من را دید و گفت چرا گریه میکنی؟ گفتم برادرم از دنیا رفته، گفت به تو چه؟! گفتم برادرم است، گفت خدا بیشتر دوستش دارد یا تو؟ و این نگرش من به جهان را تکامل بخشید. چه جور شعرهایی را برای خواندن انتخاب میکنید و از بین شعرای ایرانی با کدامیک به قول معروف حال میکنید؟ با حافظ خیلی حال میکنم و شعرهایی را انتخاب میکنم که محتوای غنی داشته باشد. یکسری اسم میگویم نظرتان را بگویید: 1) مسعود دهنمکی: سه نقطه. 2) ابراهیم حاتمیکیا: کارگردان بینظیر دفاع مقدس که علیرغم تمام انتقاداتی که به او میشود ولی کماکان بینظیر مانده است. 3) حاج محمود کریمی: ابرهنرمند عرصه مداحی کشور که میتواند منشأ نقاط عطف فراوانی در جهت بهبود روند رشد مداحی کشور باشد. 4) حجتالاسلام نقویان: دوست خوب من و حافظ و واعظ موفق. 5) رضا کیانیان: تنها بازیگری که به طور جد در ایفای نقش روحانیت موفق بوده است و میخواهم اسم او را جزو ابر بازیگرها ذکر کنم، بازی او در روبان قرمز فراتر از نقشش بود لذا میدان را از آقا پرویز عزیز میدزدید البته شک ندارم که آقای پرستویی هم از برجستگان هنر سینماست. |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:25 میرحسین و بینیازی از احزاب؛خیز به سویمدل احمدینژاد
گروه سیاسی- محمود یوسفی: میر حسین موسوی قفل سکوت چند ساله خود را شکسته و هر چند که مانند ادوار گذشته مورد دعوت جریان دوم خرداد قرار نگرفته و حتی پس از طرح نام او از سوی خاتمی به عنوان کاندیدا، واکنش های منفی در آن جریان برانگیخته شد اما گویا او با ورود به گوی رقابت های انتخاباتی بنا دارد در صورتی که شرایط را مساعد دید، مدلی که احمدی نژاد در انتخابات نهم ریاست جمهوری برگزید، صرفاً تکیه بر اعتماد مردم به شعارها و عملکردهای فردی و نه اعتبار حزبی و گروهی بود و میرحسین اکنون برای استفاده از این مدل در گام اول تلاش کرده است تا دوران مدیریت خود را در اذهان مردم مرور کند و به این صورت خود را با هویت خود و نه وابستگی و نسبتی که با جریانهای سیاسی دارد تعریف کند. به این ترتیب می کوشد تا چهره فراموش شده خود را در اذهان بیدار کنه نمی خواهد با قرار گرفتن در گردونه جریان دوم خرداد جایگاه جایگاه و وجهه مردمی خود را از دست بدهد. |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:24 مخالفان دولت: یوزارسیف خودت را اصلاح کن!!!
سایت آفتاب نیوز(متعلق به حسن روحانی که جاسوسانی چون موسویان از دوستان شفیق ایشان است) که البته اصلاح طلب می باشد و اصلاح طلبان همواره ادعای آزادی بیان و افکار و از این حرفها دارند توی قسمت فرهنگ و اندیشه خودش به سریال یوسف پیامبر ایراد گرفته و گفته که سلحشور باید اعلام برائت کند(اصل مطلب را از اینجا بخوانید و این را هم بخوانید)
لذا پیرو این مطلب توجه شما را به چند نکته زیر جلب می کنم: *لطفا کارگردانانی که قصد ساختن فیلم از هم اکنون را دارند با رئیس جمهور ۵ سال بعد هماهنگ کنند که یک وقت نقش اول فیلمشون با اون رییس جمهور تشابه اخلاقی، رفتاری، مدیریتی و سایر موارد نداشته باشد، چون کار فیلم برداری یوسف پیامبر سال ۸۴ تمام شد البته به قول یکی از کسانی که برای این مطلب نظر داده شاید خاتمی دستور ساخت این فیلم را داده بوده و قصد داشته رفتار خودش را اصلاح کند. *یادمون باشد که به گفته عزیز باهوشی که این مطلب را نوشته سینما سینماست نه سیاست البته با این تبصره که این موضوع برای اصلاح طلبان صدق نمی کند چون همه چیز اونها سیاسی است، از فرهنگ و اقتصاد و همه چیز گرفته تا فیلم و سریال( در توضیح این مطلب باید گفت گویا عمه خواجه حافظ شیراز بود که دستور ساختن فیلمهای فاسد را می داد) *از این به بعد هر کسی رنگ و بوی احمدی نژاد داشته باشد دیگر رنگ و بوی دینی ندارد چون در مطلب آمده سریال در چند قسمت گذشته دیگر رنگ و بوی تاریخ نبوت ندارد (چرا که این عزیزان سالهای سال برای ارزشهای دینی زحمت فراوان کشیده اند انشاءالله اجری در خور توجه نصیبشان گردد) *«به نظر نمیرسد چنین جوازی برای استفاده از سینما یا تلویزیون در جامعهای دیندار صادر شود که امروز شیوههای مدیریت گندم یا خشکسالی به صورت سنتی در یک سرزمین غیرالهی شبیهسازی گردد تا مردم ایران از آن عبرت بگیرند. چرا که در غیر این صورت این ابتدای چالش و مقابلههای فکری با ابزار رسانه خواهد بود و قاعدتا عدهای هم که احیاناً مخالف چنین تفکر مدیریتی باشند درصدد ساختن فیلمی دیگر در مقابل چنین کاری خواهند بود.» --------- این قسمتی از این مطلب است با توجه به این چند هزار سال پیش یوزارسیف باید از روشهای آبیاری نوین و استفاد از تراکتور و کمباین و در نهایت سیلوهای مدرن با تنظیم دمای خودکار را مورد توجه قرار می داد و از این ابراز استفاده می کرد یا اینکه امروز احمدی نژاد می بایست از سیلوهای کاهگلی با حراست شخص هورمهب استفاده کند. *در ادامه مطلب به این انتقاد شده که چرا مردم با دیدن شخصیت یوزارسیف به یاد احمدی نژاد می افتند و اینکه چرا آقا فرج گفته« اگر با دیدن این مجموعه، برداشت از یک مدیر الهی مذهبی در ذهن مخاطب ایجاد میشود که میتوان به دولت نسبت داد، جای خوشحالی دارد.» لذا از عموم هموطنان عزیز درخواست داریم بدون هماهنگی قبلی با سایت آفتاب نیوز در طلوع افکارشان عجله نکنند.
پس از ذکر این نکات توجه شما را به قسمتهایی از این مطلب طنز جلب می نمایم: *چرا حدود سه قسمت از این سریال صرفاً به نحوه کنترل تولید و انبارکردن گندم پرداخته شده است؟ *مثلا یوسف (ع) همواره میکوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیماً با مردم در میان بگذارد... همنشینان و دوستان «یوزارسیف»، محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمیآید و... حالا تصور کنیم این برداشت از کجای سریال ناشی میشود؟ *مثلا {یوزارسیف} مدام از دور به جامعه و مردم دست تکان میدهد، حالت نظارتی و حکومتی بیشتری به خود گرفته و اصلا برای این که در جمع مردم عادی بنشیند و با مردم سخن بگوید حالت غیرعادی و پیشفرض قائل شده است. *در یکی از سکانسها وقتی یوزارسیف در جمع خانواده ای کشاورز ظاهر میشود، آنها او را نمیشناسند و با او مشغول صحبت میشوند و زمانی که پیامبر از جمع آنها خارج میشود، نوعی سوال در روایت فیلم به وجود میآید که این کدام مسئول حکومتی است که با کشاورزان همصحبت و همغذا میشود و یوزارسیف در سوال نهایی آنها خود را با لبخندی معرفی میکند! *چرا نشستن یوسف بر سر سفره فقرا برای عدهای تعجبآور شده که آن را مورد تاکید قرار میدهند؟ *ما چه لوکیشنی را در تلویزیون آفریدهایم که برداشتهای خاص بعد از دیدن 20-30 قسمت آغاز میشود و اینگونه میشود که شخصیت انبیاء با انسانهای امروزی مقایسه شوند. (خوانندگان عزیز توجه کنند که از این به بعد الگوهای خود را از نشانه ها و افراد شیطانی بگیرند تا مبادا شخصیت آنها با انبیاء مقایسه شود مثلا اگر کسی دروغگو نبود خودش را با جعفر کذاب مقایسه کند) |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:23 مخالفان دولت: یوزارسیف خودت را اصلاح کن!!!
سایت آفتاب نیوز(متعلق به حسن روحانی که جاسوسانی چون موسویان از دوستان شفیق ایشان است) که البته اصلاح طلب می باشد و اصلاح طلبان همواره ادعای آزادی بیان و افکار و از این حرفها دارند توی قسمت فرهنگ و اندیشه خودش به سریال یوسف پیامبر ایراد گرفته و گفته که سلحشور باید اعلام برائت کند(اصل مطلب را از اینجا بخوانید و این را هم بخوانید)
لذا پیرو این مطلب توجه شما را به چند نکته زیر جلب می کنم: *لطفا کارگردانانی که قصد ساختن فیلم از هم اکنون را دارند با رئیس جمهور ۵ سال بعد هماهنگ کنند که یک وقت نقش اول فیلمشون با اون رییس جمهور تشابه اخلاقی، رفتاری، مدیریتی و سایر موارد نداشته باشد، چون کار فیلم برداری یوسف پیامبر سال ۸۴ تمام شد البته به قول یکی از کسانی که برای این مطلب نظر داده شاید خاتمی دستور ساخت این فیلم را داده بوده و قصد داشته رفتار خودش را اصلاح کند. *یادمون باشد که به گفته عزیز باهوشی که این مطلب را نوشته سینما سینماست نه سیاست البته با این تبصره که این موضوع برای اصلاح طلبان صدق نمی کند چون همه چیز اونها سیاسی است، از فرهنگ و اقتصاد و همه چیز گرفته تا فیلم و سریال( در توضیح این مطلب باید گفت گویا عمه خواجه حافظ شیراز بود که دستور ساختن فیلمهای فاسد را می داد) *از این به بعد هر کسی رنگ و بوی احمدی نژاد داشته باشد دیگر رنگ و بوی دینی ندارد چون در مطلب آمده سریال در چند قسمت گذشته دیگر رنگ و بوی تاریخ نبوت ندارد (چرا که این عزیزان سالهای سال برای ارزشهای دینی زحمت فراوان کشیده اند انشاءالله اجری در خور توجه نصیبشان گردد) *«به نظر نمیرسد چنین جوازی برای استفاده از سینما یا تلویزیون در جامعهای دیندار صادر شود که امروز شیوههای مدیریت گندم یا خشکسالی به صورت سنتی در یک سرزمین غیرالهی شبیهسازی گردد تا مردم ایران از آن عبرت بگیرند. چرا که در غیر این صورت این ابتدای چالش و مقابلههای فکری با ابزار رسانه خواهد بود و قاعدتا عدهای هم که احیاناً مخالف چنین تفکر مدیریتی باشند درصدد ساختن فیلمی دیگر در مقابل چنین کاری خواهند بود.» --------- این قسمتی از این مطلب است با توجه به این چند هزار سال پیش یوزارسیف باید از روشهای آبیاری نوین و استفاد از تراکتور و کمباین و در نهایت سیلوهای مدرن با تنظیم دمای خودکار را مورد توجه قرار می داد و از این ابراز استفاده می کرد یا اینکه امروز احمدی نژاد می بایست از سیلوهای کاهگلی با حراست شخص هورمهب استفاده کند. *در ادامه مطلب به این انتقاد شده که چرا مردم با دیدن شخصیت یوزارسیف به یاد احمدی نژاد می افتند و اینکه چرا آقا فرج گفته« اگر با دیدن این مجموعه، برداشت از یک مدیر الهی مذهبی در ذهن مخاطب ایجاد میشود که میتوان به دولت نسبت داد، جای خوشحالی دارد.» لذا از عموم هموطنان عزیز درخواست داریم بدون هماهنگی قبلی با سایت آفتاب نیوز در طلوع افکارشان عجله نکنند.
پس از ذکر این نکات توجه شما را به قسمتهایی از این مطلب طنز جلب می نمایم: *چرا حدود سه قسمت از این سریال صرفاً به نحوه کنترل تولید و انبارکردن گندم پرداخته شده است؟ *مثلا یوسف (ع) همواره میکوشد بدون هیچ پرده پوشی، حرفهایش را مستقیماً با مردم در میان بگذارد... همنشینان و دوستان «یوزارسیف»، محرومان و مستضعفان هستند و ساکنان مقر حکومت، از این کار یوزارسیف خوششان نمیآید و... حالا تصور کنیم این برداشت از کجای سریال ناشی میشود؟ *مثلا {یوزارسیف} مدام از دور به جامعه و مردم دست تکان میدهد، حالت نظارتی و حکومتی بیشتری به خود گرفته و اصلا برای این که در جمع مردم عادی بنشیند و با مردم سخن بگوید حالت غیرعادی و پیشفرض قائل شده است. *در یکی از سکانسها وقتی یوزارسیف در جمع خانواده ای کشاورز ظاهر میشود، آنها او را نمیشناسند و با او مشغول صحبت میشوند و زمانی که پیامبر از جمع آنها خارج میشود، نوعی سوال در روایت فیلم به وجود میآید که این کدام مسئول حکومتی است که با کشاورزان همصحبت و همغذا میشود و یوزارسیف در سوال نهایی آنها خود را با لبخندی معرفی میکند! *چرا نشستن یوسف بر سر سفره فقرا برای عدهای تعجبآور شده که آن را مورد تاکید قرار میدهند؟ *ما چه لوکیشنی را در تلویزیون آفریدهایم که برداشتهای خاص بعد از دیدن 20-30 قسمت آغاز میشود و اینگونه میشود که شخصیت انبیاء با انسانهای امروزی مقایسه شوند. (خوانندگان عزیز توجه کنند که از این به بعد الگوهای خود را از نشانه ها و افراد شیطانی بگیرند تا مبادا شخصیت آنها با انبیاء مقایسه شود مثلا اگر کسی دروغگو نبود خودش را با جعفر کذاب مقایسه کند) |+| نوشته شده توسط سید حسین در یکشنبه ششم بهمن 1387 و ساعت 11:22 |












