تحمل صداي مخالف، آزادي بيان، جامعه چند صدايي، ايران براي همه ايرانيان، زنده باد مخالف من، زنده باد آزادي، مرگ بر ديكتاتور، مرگ بر استبداد، مرگ بر جامعه تك صدايي، مرگ بر چيز…
به نظر شما من چند تا از اين شعارهاي قشنگ را بايد بنويسم تا ثابت كنم كه من هم مثل سبزها طرفدار آزادي هستم؟! ده تا؟ صدتا؟ هزارتا؟ باور كنيد اصلا كار سختي نيست. شما هم ميتوانيد امتحان كنيد تا ثابت كنيد طرفدار آزادي هستيد. همين الان يك قلم و كاغذ برداريد و هرچقدر دوست داريد شعار بنويسيد. ديديد چقدر راحت بود؟ آهان، پس الان شما طرفدار آزادي هستيد. به همين سادگي…
وضعيت بعضي از اين دوستان سبز ما دقيقا مشابه همين رفتار بالاست. يعني انشا نوشتنشان خيلي خوب است، اما وقتي همين انشا را يك نفر ديگر بنويسد، نمرهاش مي شود صفر!
مدتهاست كه به بهانههاي مختلف پاي توهين و اهانت و مسخره كردن ديگران را در وبلاگ و سايت و شبنامه و روزنامههايشان باز كردهاند و به زمين و زمان توهين ميكنند، آنوقت تحمل خواندن يك مطلب انتقادي و يا طنز را ندارند. واي به حال اين آزادي كه سبزها دنبالش هستند! كافيست سري به سايتهاي مختلف سبزها بزنيد و خودتان ببينيد كه شعار«ادب مرد بهتر از دولت» آقايان به كجا رسيده است؟
جالب اينجاست كه سبزهاي متوهم كه از خواندن مطلب من عصباني شدهاند، هيچ اشارهاي هم به دروغ مضحك خودشان در مورد جشن تولدي كه قرار بود براي موسوي بگيرند نميكنند. انگار نه انگار كه دروغي در كار بوده. لابد اين دروغ هم كار ما بوده تا بي خود و بيجهت آبروي ميرحسين موسوي و جلبكهاي سبز را ببريم. درست مثل ماجراي سعيده پورآقايي كه براي توجيه حضور موسوي در مراسم ختم كذايي سعيده، ادعا ميكنند كه اين مراسم كار نيروهاي امنيتي بود و موسوي فريب آنها را خورده بود!
دوستان سبزم! حالا كه از مطلب قبلي من ناراحت شديد، بايد بگويم كه هيچ اشكالي ندارد. من باز هم از عبارت «جلبك سبز» استفاده ميكنم. البته براي خودم دلايل زيادي دارم چون اعتقاد دارم كه سبزي كه شما دنبالش هستيد، كيلومترها با مردم ايران فاصله دارد و اگر غير از اين بود و پاي ميليونها ايراني هموطن در ميان بود، هرگز به آنها توهين نميكردم. من عمدا از عبارت جلبك سبز در نوشتههايم استفاده ميكنم چون اعتقاد دارم كه سبز بودن شما ريشه و پايهي درست و حسابي ندارد. تصاوير پايين چند نمونه از انواع مختلف جلبك سبز را به خوبي نشان ميدهد:
ابتدا قرار بود رنگ سبز آقاي موسوي ريشه در فرهنگ اهل بيت داشته باشد، مثل تصوير پايين!

اما كم كم به جلبك سبز تبديل شد

اكبر گنجي اصلاح طلب سابق، نماينده جلبكهاي سبز در آمريكا

خانم گوگوش و جلبك سبز

يك جلبك سبز خوشتيپ!

سگ و جلبك سبز!

تجمع جلبكهاي سبز در آلمان
جلبكهاي سبز در جشنواره ونيز

اين هم ارتباط جلبكهاي سبز با اسرائيل!

بالاخره شعار نه غزه نه لبنان، يك جوري بايد جبران شود!

مريم رجوي و جلبكهاي سبز؟؟!!

سه عكس بالا مربوط است به آقاي حسين دهباشي در سايت فيس بوك: تجمع جلبكهاي سبز در اعتراض به حضور احمدي نژاد در آمريكا
پي نوشت: 1- جلبك سبز ريشه ندارد! 2- بعضي ها ميگويند اگر اينها بيخطر هستند و جزو ملت نيستند، پس چرا از اينها ميترسيد؟! من كي گفتم ترسيدم؟ اصلا بحث ترس مطرح نيست. مساله اينست كه اين جلبكهاي سبز به بركت فضاي رسانهاي و تبليغاتي غرب، شدهاند نماد ملت ايران! 3- بعضيها هم مي گويند بايد خوشحال باشيم كه جنبش سبز فراگير شده ؛ بله من واقعا معذرت ميخواهم كه نمِيتوانم درك كنم در تجمعي كه عكس ميرحسين موسوي در دستان جلبك هاي سبز قرار دارد، عكس مريم و مسعود رجوي چكار ميكند؟! اگر اينها جلبك نيستند، پس چي هستند؟ يعني ملت ايران جنايات آن دو را فراموش كرده است؟ نه فراموش نكردهاند. براي همين هم ميگويم اينها ملت ما نيستند و كيلومترها با ما فاصله دارند. 4- شاهزاده رضا پهلوي هم خواستار كمك جامعه جهاني به جنبش سبز ايران شده است!
|